عدالت
روزی شیرو روباه و گرگی برای شکار به جنگل رفتند...
الاغی وآهویی و خرگوشی را شکار کردند...
شیر به گرگ گفت:
- تقسیم کن...
گرگ گفت:
- الاغ برای شما...آهو برای من...خرگوش برای روباه...
شیر خشمگین شد و گفت:
- این تقسیم عدالت و انصاف نیست...
و سپس گرگ را کشت...!
آنگاه به روباه نگاه کرد و گفت:
- تقسیم کن...
روباه گفت:
- الاغ برای صبحانه شما...آهو برای ناهار شما...خرگوش برای شام شما...
شیر خوشش آمد و به روباه گفت:
- اینگونه تقسیم کردن را از کی آموختی؟!...
روباه گفت:
- از وقتی گرگ کشته شد...!
+ نوشته شده در 2012/12/26 ساعت توسط ܓܨخــــط خَطی
|
دلتنگــــی عین آتش زیـــر خاکستــر اسـت ،