روزی شیرو روباه و گرگی برای شکار به جنگل رفتند...

الاغی وآهویی و خرگوشی را شکار کردند...

شیر به گرگ گفت:

- تقسیم کن...

گرگ گفت:

- الاغ برای شما...آهو برای من...خرگوش برای روباه...

شیر خشمگین شد و گفت:

- این تقسیم عدالت و انصاف نیست...

و سپس گرگ را کشت...!

آنگاه به روباه نگاه کرد و گفت:

- تقسیم کن...

روباه گفت:

- الاغ برای صبحانه شما...آهو برای ناهار شما...خرگوش برای شام شما...

شیر خوشش آمد و به روباه گفت:

- اینگونه تقسیم کردن را از کی آموختی؟!...

روباه گفت:

- از وقتی گرگ کشته شد...!