گاهی می خواهم انســــــــــان نباشم

گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذارم

اما دلــــــــــی را دفن نکنم

گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بِدَرم

اما بدانم ، کــــــــارم از روی ذات است نه از روی هوس

خفاشی باشم که شبها گـــــــــردش کنم

با چشمهـــــــــای کور ،* اما خوابی را پرپر نکنم

کلاغی باشم که قار قار کنم

...پرهــــــــایم را رنگ نکنم و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم